تاثیرات طلاق بر کودکان

1 آبان 1396
18:32
وحید

تاثیرات طلاق بر کودکان

 

طلاق والدین یکی از مسایلی است که تأثیر آن بیشتر از هر فرد دیگری بر روی کودکان و نوجوانان است. به عقیده روانشناسان کودک و نوجوان ، در حالتی که والدین کودک به هر دليل تصمیم به جدایی می گیرند از روش‌های كاهش تاثیرات مخرب آن  بر كودكان آن است كه فرزندان را در جریان قرار داده و در برابر كشمكش‌ها از آن‌ها حمايت كنيد.

امروزه جدایی و طلاق حتی با وجود فرزندان نیز صورت می گیرد و ممکن است زن و شوهر بدون کوچک‌ترین توجهی نسبت به فرزندان خود تصمیم به طلاق بگیرند . این اتفاق شوک روانی زیادی را به کودک وارد می‌سازد . نبود پدر یا مادر در کنار کودک خلأ عاطفی زیادی را برای کودک ایجاد می‌کند. کودکان هر سنی که داشته باشند به هنگام جدایی پدر و مادر از یکدیگر ، نمی توانند عصبانیت و خشم خود را پنهان کنند. در این میان والدینی که قصد طلاق و جدایی را‌ دارند بایستی علاوه بر مواجه با مشکلات روحی و روانی ناشی از طلاق خود ، به کودکان نیز کمک کنند تا بتوانند این شرایط را بهتر درک و سپری کنند.
 
راه‌حل‌هایی برای کم شدن استرس کودکان در ‌زمان طلاق والدین :
 
1. هیچ‌گاه جزئیات ماجرا را برای کودکان شرح ندهید:
چه کودکی کم سن و سال داشته باشید و چه نوجوان ، نیازی به شرح تمام موضوع و بازگویی مفصل داستان طلاق برایشان کار صحیحی نیست . کودکان باید بنا به سن و سالی که دارند در جریان توضیح مختصری از این جدایی قرار گیرند. مثلا گفتن جمله "من و بابا دیگر همدیگر را دوست نداریم و نمی‌توانیم با هم زندگی کنیم" گزینه خوبی است.
بهتر است كه این صحبت‌ها در شرایط مطلوب و با حضور پدر و مادر و ‌با حفظ آرامش به اطلاع فرزندان برسد. گریه و زاری در چنین زمانی منطقی به نظر نمی‌رسد و بایستی به صورت کاملاً آرام با کودک در میان گذاشته شود.
 
2.   نزد کودکان خود را خوب و حق دار نشان ندهید.
مهم‌ترین کار در این زمان این است که کودکان را وارد دعوا و کشمکش خود نکنید . با وجود کینه و خشمی که در دلتان است یکدیگر را نزد او خراب نکنید این کار باعث ایجاد لطمات عاطفی زیادی برای کودکان می‌گردد ، زیرا‌ که کودک نهمشاور است و نه محرم اسرار ، پس او را در جریان طلاق دچار عذاب احساسی نکنید .

نحو برخورد با کودکان بعد از طلاق:

کودکان در صورت جدا شدن والدین، معمولاً خودشان را مقصر می‌دانند و با خود می‌گویند: "احتمالاً من کاری کرده‌ام" ، "به‌خاطر لیوانی که دیروز شکاندم" ، "چون درسم را نخواندم" و...؛ بیشتر این تفکرات به دلیل اطلاع نداشتن از علت واقعی جدایی والدین است و به همین دلیل دچار احساس ناراحتی یا خشم می‌شوند. ممکن است کودک از رهاشدن توسط پدر و مادری که از او نگهداری می‌کند ترس داشته باشد. داشتن امنیت برای کودکان زیر12 سال بسیار مهم است. آنها با خود می‌گویند: "زمانی که پدر و مادرم از هم جدا شدند، تکلیف من چه می‌شود؟" این وظیفه والدین است که در این زمینه تلاش کرده و احساس امنیت را برای کودک فراهم کنند.
به هر حال جدایی یک‌سری مشکلات را ایجاد می‌کند و بارزترین آن خشم و کینه گرفتن هر دو والد نسبت به یکدیگر است؛ چراکه معتقدند طرف دیگر در این جدایی مقصر بوده و این مسئله را در رفتارها و واکنش‌هایشان جلوی فرزند خود نشان می‌دهند. والدین هنگام تحویل گرفتن فرزند رفتار سرزنش‌آمیز نسبت به یکدیگر نداشته باشند
بعد از جدا شدن والدین، بسته به اینکه حضانت فرزند با چه کسی باشد، یک روز در هفته ممکن است پدر فرزند را ملاقات کند یا برعکس. در این شرایط والدین سعی کنند هنگام تحویل گرفتن یا تحویل دادن فرزند، به دلیل خشمی ‌که از یکدیگر دارند رفتار سرزنش‌آمیز یا دشنام‌هایشان را در حضور کودک بروز ندهند؛ چراکه به هر حال فرد غایب هنوز والد فرزند است و کماکان فرزند با او در ارتباط است و زمان‌هایی را با او می‌گذراند.
والدین با بدگویی از هم در نگاه کودک نسبت به خود تأثیر می‌گذارند
این مسئله از این جهت اهمیت دارد که وقتی والدین نسبت به یکدیگر بدگویی کنند و دشنام دهند، در نگاه کودکنسبت به خود تأثیر می‌گذارند و به این صورت ممکن است کودک به خود بگوید: "چون بابا از مامان بدش می‌آید یا بالعکس، حتماً از من هم بدش می‌آید."
 
فرزندانتان را پیغام‌رسان بین خود نکنید
 
فرزند را پیغام‌رسان بین خود نکنید؛ چرا که در این موقعیت‌ها بیشتر والدین به دلیل کینه ای که از هم دارند، معمولاً با یکدیگر صحبت نمی‌کنند و به جای آن از کودک خود استفاده می‌کنند.
 

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاورهحضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .


موضوع : | بازدید : 0
برچسب ها : تاثیر طلاق بر کودکان,تاثیر طلاق بر کودکان دبستانی,تاثیر طلاق بر کودک,تاثیر طلاق بر کودکان کار,تاثیر طلاق بر روی کودکان,طلاق و تاثیر آن بر کودکان,تاثیرات طلاق بر کودکان,تاثیر طلاق عاطفی بر کودکان,تاثیر طلاق بر رفتار کودکان,تاثیر طلاق بر بزهکاری کودکان,

نقش بازی در تربیت در کودکان

يکشنبه 30 مهر 1396
15:28
وحید

نقش بازی در تربیت کودکان

 

تعریف بازی و تربیت:

بازی : انگیزه ای درونی است که از روان کودک تاثیر می گیرد و نیز برآن تأثیر می گذارد.

تربیت : عبارتست از پرورش مهارت های مختلف زندگی درکودکان و بر سه عامل: حواس، تخیل و شخصیت فرد اثر می گذارد.

بازی یکی از مهم‌ترین عوامل در تربیت اخلاقی کودک است. بازی مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازی های مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

فواید بازی

ـ بازی می تواند نقش بسیار مثبتی در رشد روانی، هیجانی و بهزیستی کودک داشته باشد. به طور مثال کنجکاوی شدید کودک می تواند از طریق بازی ارضا شود و فرصتی مناسب به او بدهد تا هوش خود را تقویت نماید و موجب رشد و شکوفایی شخصیت کودک گردد.

ـ بازی نقش آموزشی دارد و می تواند به کودک کمک کند تا موفق شود کارهایی که در شرایط عادی برای او لذت بخش نیست از طریق بازی بیاموزد.

ـ بازی به کودک فرصت می دهد که پس از خستگی های بدنی و روانی که بزرگسالان او را وادار به یادگیری می کنند، دوباره به رهایی و آرامش درونی دست یابد.

ـ بازی اراده کودک را تقویت و او را وادار می کند که بازی را مظفرانه به پایان برساند و در نیل به هدف خود پایداری کند.

ـ بازی هوش، فکر، عزم و استعدادهای مختلف را در کودک پرورش می دهد و باعث نشاط روح او خواهد شد.

ـ یکی از ویژگی های بازی، زنده نگاه داشتن و شاداب کردن روحیه است. چرا که بازی عبارت است از فعالیتی شادمانه، شور و شوق بازی، خودانگیختگی، شادابی و وجدی که غالبا از آن عاید می شود، تأثیرات بسیار مثبت در سلامت فکری کودکان دارد.

 

مهم است بدانیم این یک روند است که باید طی شود بطوري که تا هفت سالگي بازي کار کودک محسوب مي شود. اگر فرزند در سنین کودکی خوب بازی نکند نمی تواند خوب تعلیم ببیند.

خداوند نخستین دوره رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در اسلام نیز دستور است که فرزندتان را 7 سال رها کنید تا بازی کند . این دستور نشانگر تاثیر بازی در تربیت کودک است بعد می فرماید در 7 سال دوم  او را تعلیم دهید و ادب به او بیاموزید و باید فرمانبردار باشد و در 7 سال سوم اینکه می فرماید فرزندتان را رها کنید تا بازی کند منظور این نیست که اصلا به او کار نداشته باشید و او را تربیت نکنید بلکه منظور اینست که خیلی از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود زیرا کودک در این سن حرف شنوی چندانی ندارد و نمی توان با امر و نهی او را تربیت کرد .

از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد بنابراين محروم کردن کودک ازاين نياز طبيعي موجب خسارت هاي روحي و رواني است که جبران آن غيرممکن يامشکل است.

 

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .


موضوع : | بازدید : 0
برچسب ها : نقش بازی درتربیت کودکان,نقش بازی درتربیت کودک,نقش بازی در تربیت کودک از نظر,نقش اسباب بازی در تربیت,

با ترس كودكان چه كنيم؟

26 مهر 1396
12:40
وحید

آیا ترس كودك با تكرار ترس، ميريزد؟

‎خيلي از ما عقيده داريم با در قرار دادن كودك در رابطه با ترس، باعث ريختن ترس كودك مي شويم. اما انچه در حقيقت مي ريزد، اعتماد كودك به ماست. كودك بي پناه، تنها ما را خداي خود ميشناسد. ما قرار است دنياي امني براي فرزندمان مهيا كنيم

‎اشتباه ديگر، نفي احساس كودك است. جملاتي نظيره: اين كه ترس نداره، نترس هيچي نيست، قول ميدم هيشكي زير تختت نيست، لوس بازي در نيار، بايد شجاع باشي، بزرگ شدي نبايد بترسي... تنها به كودك اين پيام را ميدهد هيچ كسي احساسات او رو نميفهمد و يا او اشتباه احساس ميكند، بنابراين اضطراب به ترس اضافه مي شود.

‎چرا كودكان مي ترسند؟

‎كودكان با سه ترس طبيعي به دنيا مي ايند:


‎١. ترس از هر پديده جديد و تازه، كه ميتوان در برخي از نوزادان و كودكان ان را مشاهده كرد.

‎٢. ترس از صداي بلند كه باعث وحشت در كودكان و نوزادان ميشود.

‎٣.ترس از خالي شدن ناگهاني زير پا و به دنبال ان احتمالا ترس از بلندي

‎انسان بين ٢ تا ٥ سالگي ترس از حيوانات كوچك و تاريكي را تجربه ميكند.

‎٦ تا ٩ سالگي ترس از حوادث طبيعي مثل طوفان رعد و برق و حتي باران و برف

‎٩ تا ١٢ سالگي ترس از بيماري و مرگ

‎١٣ تا ١٦ سالگي قضاوت و نظر مردم براي نوجوان اهميت ويژگي را پيدا ميكند.

‎به طور كلي كودكان و نوجوانان انساني در مسير تكامل خود اين ترسها را تجربه ميكنند.
‎كه شدت و ضعف ان در كودكان متفاوت است.

‎كودكان تا هفت سال بسيار تخيلاتي هستند و فرق بين تخيل و واقعيت را نميدانند. بنابراين ديدن كارتون يا شنيدن داستان ميتواند باعث ترس در كودكان شود.

‎بازي هاي كامپيوتري دليل ترس و كابوس در كودكان است.

‎ترساندن يا تهديد كودك از خدا، جهنم، پليس، لولو و غيره تاثيير بدي در كودك دارد.

‎كودكاني كه بيشتر از بقيه كودكان مي ترسند ميتوانند زمينه ارثي وسواس يا اضطراب را داشته باشند.

‎با ترس كودكان چه كنيم:

‎اولين قدم تاييد ترس كودك است. "مي دونم مي ترسي" اين جمله مهر تاييد بر احساس كودك است. هرگز احساس كودك را نفي نكنيد.

‎قدم بعدي صحبت با كودك است. بگذاريد در مورد ترسش با شما صحبت كند. از او بخواهيد ايا ميخواهد با ترسش كنار شما روبرو شود؟ بپرسيد چه كمكي مي توانيد انجام دهيد؟

‎به كودك اطمينان دهيد شما مراقبش هستيد. با هم در را قفل كنيد. با هم زير تخت را چك كنيد. چراغ اتاق خواب و راهرو را روشن بگذاريد. میتوانید از یک مشاور تلفنی نیز استفاده کنید و مشاوره تخصصی روانشناسی دریافت کنید .

‎اگر از تنها خوابيدن ميترسد، مدتي را كنار تختش بخوابيد بدون انكه دستش را بگيريد.

‎كودك را به بهانه ترس هرگز به رختخوابتان نياوريد.

‎در صورتي كه ادامه پيدا كند ، با متخصص و مشارو  مشورت كنيد


موضوع : | بازدید : 1
برچسب ها : ترس كودك,ترس كودك دو ساله,ترس كودك ٢ ساله,ترس كودك ٣ ساله,ترس كودكان از تاريكي,ترس كودكان هنگام خواب,

انجام تکالیف نوجوان

25 مهر 1396
15:20
وحید

اگر فرزندتان تکالیفش را به درستی انجام نمی دهد..

هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در راه انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از چند توصیه و مشاوره كه مي بايست والدين در اين مورد بدانند:

۱- عدم انجام تکلیف مدرسه را شخصی نگیرید
وقتی کودکان تکالیفشان را انجام نمی دهند برخی والدین آن را شخصی تلقی کرده و به شدت عصبانی و ناراحت می شوند،در حالی که اصلا چنین نیست .کودک مایل نیست این کار را بکند و برای آن دلایل مختلفی دارد نه این که از شما خوشش نمی آید یا با شما لج بازی می کند؛
لجبازی حاصل کشمکش های زیاد و طولانی والدین در اثر شیوه تربیتی نادرست و در تعامل والدین با کودک بوجود می آید.بنابراین والدینی که معتقد به لجبازی فرزندشان هستند به سابقه ارتباط خود با فرزندتان حتی قبل از سنین مدرسه نگاه کنند.

۲-مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید

مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایه‌های ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام  اتکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.ایجاد کرد. از مشاوره تلفنی نیز میتوان جهت بهبود روند انجام تکالیف مشاوره روانشناسی در یافت کرد .

صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچه‌های کودکستان تا پایه دوم ابتدایی 10 تا 20 دقیقه در هر روز و برای پایه‌های بعدی دوره ابتدایی 30 تا 60 دقیقه پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافی‌های ذهنی مشغول می‌شود.

۳-به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید

اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما می‌تواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض می‌کند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم می‌پردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک می‌کند..والیدن می توانند از مشاور روانشناس کودک آموزش بگیرند .


۴-کودک را تشویق زبانی کنید.


نمی توان کودک را وادار به انجام تکالیف مدرسه کرد اما از آن جایی که نوشتن تکالیف ضروری است والدین با آگاهی و صبر کردن می توانند این را از کودک خود بخواهند.آنها می توانند با تمجیدهای کلامی به او برای انجام این کار انگیزه کافی بدهند.
چقدر کلمات را خوب روی خط نوشتی
-حالا دیگه می تونی حروف را به اندزه مناسبش بنویسی، آفرین.
-خوشحال می شم می بینم که تکلیفتو مرتب و تمیز می نویسی.


۵- به کودک امکان انتخاب بدهید


بهتر است کودک بداند بعد از آمدن از مدرسه چه بکند . اگر مایل است اول تلویزیون ببینید و بعد به تکالیف خود بپردازد این را تعیین کنید و با هم به توافق برسید یا این که بهتر است بداند که از او انتظار داريد بعد از یک چرت کوتاه باید شروع به انجام تکالیفش کند. سعی کنید انجام اولین تکلیف مدرسه را برای یک کودک کلاس اولی به یک خاطره خوب و جذاب و با نشاط تبدیل کنید
وقتی به بچه ها امکان انتخاب داده می شود، بهتر عمل می کنند ، چرا که احساس می کنندکنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. بهتر است انتخاب های محدود به فرزند خود پیشنهاد کنید. او در معرض انتخاب بین انجام و عدم انجام تکلیف مدرسه نیست ولی می تواند در مورد زمان آن دست به انتخاب بزند:
اول بازی بعد تکلیف مدرسه
یا تکلیف مدرسه بعد خوردن خوراکی و تماشای تلویزیون. به تدریج کودک می فهمد هدف انجام کار است  نه اين كه كاري به زور بر او تحميل شود.میتوانید با کمک روانشناس کودک نیز بهره وری هوشی کودک خود را بالا ببرید .


موضوع : | بازدید : 2
برچسب ها : تکالیف کودکان,تکالیف کودکان پیش دبستانی,تکالیف مدرسه کودکان,انجام ندادن تکالیف کودک,تکالیف مهد کودک,تکالیف رشدی کودکان,

روش های صحیح تنبیه کودک

24 مهر 1396
11:0
وحید

تنبیه درست کودکان با چهار روش علمی :

قبل از اینکه بخواهیم در مورد راه‌های تنبیه کودکان صحبت کنیم بهتر است به این نکته مهم اشاره کنم که هدف از تنبیه کودک چیست؟
والدین باید این سوال را از خود بپرسند و به این فکر کنند که آیا اصلاح رفتار نادرست کودک هدف آنهاست یا تنبیه صرفا وسیله‌ای است که برای فرو نشاندن خشم از آن استفاده می‌کنند.
گاهی ما کودک را به خاطر اینکه کار اشتباهی کرده تنبیه می‌کنیم به عنوان مثال دوستش را کتک زده، وسیله‌ای را شکسته و کارهایی مشابه آن. اما گاهی نه به خاطر کار بدی که انجام داده بلکه چون حرف ما را گوش نمی‌دهد، عصبانی می‌شویم و سر کودک داد می‌زنیم یا او را تنبیه می‌کنیم و بدیهی است که این کار درست نیست. هدف از تنبیه باید آگاه کردن کودک از کار زشتی که انجام داده و اصلاح رفتار او باشد، نه چیز دیگری.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که آیا کودک ما درکی از تنبیه دارد؟ کودکان گاهی هیچ درکی از تنبیه ندارند و نمی‌دانند چرا والدین این رفتار را با آنها کرده‌اند. تنبیه زمانی می‌تواند به نتیجه مثبتی در تربیت کودک منجر شود که با روش درست اعمال شود چون در غیر این صورت می‌تواند باعث آسیب روانی در کودک باشد. بنابراین در ابتدا باید از خود بپرسید که آیا شما حد و مرزها را برای کودک مشخص کرده‌اید و او می‌داند که چه کاری درست و انجام چه رفتاری اشتباه است؟
حالا که به این پرسش‌ها پاسخ دادیم، نیاز به چند روش درست تنبیهی برای اصلاح رفتار کودک داریم که در اینجا به 4 مورد از آنها اشاره می‌کنیم؛
1. از کلام استفاده کنید ، روبه‌روی کودک بنشینید و مستقیم در چشم‌های او نگاه کنید. داد نزنید، بلکه با صدایی جدی و محکم به او بگویید کاری را که انجام داده است، دوست نداشتید. حتما به کار زشت کودک اشاره کنید نه اینکه خود او را مورد سرزنش و توهین قرار دهید.


2. بسیار مهم است که در تنبیه کودکان به کودک ابراز علاقه هم بکنید تا کودک بداند این رفتارنادرست باعث نشده که محبت شما به او کم شود. به عنوان مثال با حالت جدی و ناراحت به کودک خود بگویید: «با اینکه خیلی دوستت دارم ولی این کارت رو دوست ندارم، تو خیلی بچه خوبی هستی ولی این کاری که کردی اصلا خوب نیست.» وقتی در حالت تنبیه این جملات را به کار می‌بریم به کودک می‌گوییم که ما مشکلی با او نداریم و همیشه در هر شرایطی دوستش داریم ولی به خاطر کار اشتباهش ناراحتیم و بهتر است کودک بداند به خاطر چه موضوعی تنیبه شده.


3. سعی کنید اینقدر رابطه عاطفی عمیق با کودک داشته باشید که لحن سرد و رسمی شما برای کودک‌تان از هر تنبیهی بدتر باشد. والدینی که با کودکان‌شان بسیار رابطه صمیمی دارند وقتی می‌خواهند کودک را متوجه رفتار اشتباه‌شان کنند لحن کلام‌شان را سرد و رسمی می‌کنند. مثلا اگر شما همیشه کودک‌تان را با عناوینی مثل پسرم، علی جان، علی آقا و... خطاب کنید وقتی خیلی رسمی می‌گویید علی، کودک متوجه می‌شود که مادر از دست او ناراحت است که از پیشوند یا پسوند استفاده نکرده.


4. از سکوت تربیتی استفاده کنید. سکوت تربیتی باید متناسب سن کودک انتخاب شود و بیشتر از حد و زمان تحمل او نباشد. معمولا برای این کار یک جای مشخص را در نظر می‌گیرند که کودک را برای دقایقی در آنجا قرار می‌دهند و بعد از توضیح دلیل اینکه چرا آنجاست، او را مدت معینی در این مکان نگه می‌دارند. تعیین زمان را به ازای سن کودک در نظر می‌گیریم، یک کودک 4ساله 4دقیقه باید در محل مشخص شده بماند، مثلا روی صندلی بنشیند و اگر آن مکان را قبل از تمام شدن زمان در نظر گرفته شده ترک کرد، دوباره او را به سرجایش برگردانید. گاهی این عدد را با اضافه کردن عدد یک به سن کودک نیز می‌توان انتخاب کرد. مثلا برای کودک 5ساله، 5+1 یعنی 6دقیقه؛ ولی این زمان را بیشتر از این طولانی نکنيد

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .


موضوع : | بازدید : 2
برچسب ها : تنبیه درست کودکان,تنبیه درست کودک,روش درست تنبیه کودکان, تنبیه کودکان 4 ساله,تنبیه کودکان سه ساله,

5 جمله ای که نباید هنگام جر و بحث گفت

23 مهر 1396
19:30
وحید

  

۱- ” تو دیوونه شدی “
به جای اینکه به شدت واکنش نشان دهید باید متوجه شوید که این فرد دقیقا چه چیزی می خواهد بگوید.
در برابر تمایلتان به رد کردن او مقاومت کنید
مثال: وقتی در مدرسه هستید و همکلاسیتان می گوید: وقتی درس می خوانم خیلی حواسم را پرت می کنی. اخر ترک تحصیل می کنم .
نگویید: جایی که زندگی می کنم تلوزیون هم نمی توانم تماشا کنم؟؟؟؟ باهاش کنار بیا.
بگویید: میدانم که بعضی وقت ها سر و صدا می کنم. با اینکه نمی توانم عادت فیلم دیدنم را قطع کنم اما تمام تلاشم را خواهم کرد که صدایش را کم کنم تا اذیت نشوی. از مشاور روانشناس نیز میتوان کمک گرفت

چرا این شیوه کار می کند: به چیزی که در حرف های طرف مقابل واقعی و منطقی است دقت کنید چون می توانید با استفاده از آنها خلع سلاحش کنید، و او نیز حس می کند که درک شده و آرام می شود. او قوت قلب می گیرد که حداقل یک نفر پیدا شده تا حرفش را قبول کند.

۲- ” همیشه نا امیدم می کنی “
همدلی بهترین واکنشی است که می توان به کسی که احساس خطر کرده نشان داد.
مثال: دوستتان به گردشی که همراه با همکارتان ترتیب داده بودید نمی آید.
نگویید: همیشه نا امیدم می کنی! حتی در تربیت فرزند .
بگویید: نیامدنت امروز ناراحتم کرد، چون واقعا دوست داشتم ببینمت. ناراحتم چون از قبل فکر می کردم این اتفاق بیفتد. فقط چون سرت شلوغ بود نیامدی یا علت دیگری باعث شد تصمیمت عوض شود؟ شاید بهتر باشد درباره این موضوع بیشتر صحبت کنیم تا هر دو متوجه شویم چه چیزی برایمان بهتر است.

چرا این شیوه کار می کند: وقتی به واقعیت یک دوست یا شریک زندگی اذعان می کنید، خطوط رابطه را باز گذاشته اید، این کار کمک می کند بتوانید گفتگویی سازنده برای رفع مشکل داشته باشید.

۳- ” وای دوباره این … “
اینکه چگونه یک چیز را بیان می کنید شاید از پایان دادن به چیزی که می خواستید بگویید بسیار مهمتر باشد. استفاده از مشاور روانشناس .

مثال: برای پرخاشگری زوجین .شخصی که برایتان اهمیت دارد، شکایت می کند که به اندازه کافی به او توجه نمی کنید. او می گوید: من فکر می کنم برای دوستان و کارهایت اهمیت بیشتری قائل هستی. 
نگویید: ( خیلی کوتاه ) واقعا؟ چه جالب! ( با کمی تندی در صدا ) خب چه کاری از دستم برمیاد؟

بگویید: ( آرام و مصلحانه ) واقعا همچین چیزی هست؟ ( سپس به چشم های او نگاه کنید و دست خود را روی شانه اش بگذارید ) چه کاری از دستم بر می آید؟

چرا این شیوه کار می کند: لحن صدا و حرکات هرچه گرمتر باشد ( بعلاوه ارتباط چشمی )می توان بهتر ارتباط برقرار کرد: منظورت را فهمیدم، به خاطر تو اینجا هستم. همین جمله بدون لحن و حرکات صمیمی می تواند طور دیگری برداشت شود.

۴- ” من می رم “
بیرون زدن درست زمانی که دوست یا همسرتان در یک سقوط عاطفی قرار دارد، نوعی از زیر کار در رفتن است. این کار نشان می دهد برای شخص مقابل آنقدر اهمیت قائل نیستید که حتی درکش کنید.

مثال: یکی از اعضای خانواده مرتبا تکرار می کند چقدر تحت فشار است و شکایت می کند که هیچکس به او کمک نکرده.
این کار را نکنید: چشم بالا می اندازید، آه می کشید، در را محکم باز می کنید و هنگام خارج شدن محکم بهم می کوبید.

این کار را بکنید: یک نفس عمیق بکشید، به چشم های او نگاه کنید و بگویید من واقعا می خواهم کمک کنم، اما چند لحظه باید خود را آرام کنم، چند دقیقه مثلا ۵ یا ۱۰ دقیقه هر دو استراحت کنیم و سپس با هم حلش می کنیم.

چرا این شیوه کار می کند: وقتی از کسی خسته می شویم، سعی می کنیم تا جای ممکن خود را از او دور کنیم، و یا هنگام صحبت سعی می کنیم با او ارتباط چشمی برقرار نکنیم. گاهی [Forwarded from Moein] نیز ممکن است با عمل این کار را نشان دهیم، این واکنش بدن است. پس در چنین مواقعی مواظب زبان بدن خود باشید چون برخی حرکات می تواند باعث از هم گسیختن رابطه بین دو فرد شود.

۵- کافیه!
تسلیم نشوید. اگر تمام تلاشی که برای آرام کردن دیگران انجام دادید برعکس جواب داده هنوز تمام امیدها از دست نرفته.

برای دوباره باز کردن بحث، بگویید: ببخشید که جواب هایم نا خوشایند بود. واقعا قصدم این نبود درست نظر تو را درک نکرده بودم، اما بعد از اینکه کمی فکر کردم متوجه حرفت شدم، و بهتر فهمیدم که چرا چنین حسی داری. فرض کن من مشاور تو هستم .

همین که آن فرد آرامتر شد، می توانید درباره نگرانی های خود و علت اینکه چرا این بحث پیش آمده بیشتر صحبت کنید.

سخن پایانی
گفتن جملاتی مانند ” آروم بگیر ” ” کم ننه من غریبم بازی کن ” یا ” اینقدر غر غر نکن ” جوابی معکوس دارد و اصلا نمی تواند به هدفی که دارید نزدیکتان کند. 
به جای چنین جواب هایی برای داشتن زندکگی هیجان انگیز ، درد طرف مقابل را درک کنید، تا جایی که می توانید از انتقاد به او خودداری کنید، و با او همدلی کنید.
اما از همه چیز مهمتر، به خاطر تسکین دادن فرد دیگر احساسات خود را فرو ندهید. اگر حس می کنید شما هم نیاز به شنیده شدن دارید، زمانی را پیدا کنید که دوست یا همسرتان بیشتر آماده است و می تواند حرفتان را گوش دهد.

استفاده از مشاوره تلفنی با روانشناسان متخصص  نیز میتواند کمک بهینه ای کند .مشاوران روانشناسی دارای تجربه فراوان برای راهنمایی شما دارند

 


موضوع : | بازدید : 2
برچسب ها : جر و بحث,جر و بحث در خواب,جر و بحث با همسر,جر و بحث در بارداری,جر و بحث معنی,آموزش جر و بحث,تعبير خواب جر و بحث,جر و بحث زن و شوهر,

ضرورت و اهمیت نظم در خانواده

چهارشنبه 12 مهر 1396
13:58
وحید

 ضرورت و اهمیت نظم در خانواده

مقدمه
از جمله مشکلاتی که در خانواده ممکن است ظهور و بروز داشته باشد،مشکل نظم و ترتیب افراطی یا بی‌توجهی به آن‌ است. گاهی پدران و مادرانی که به مراکز مشاوره مراجعه می‌کنند، می‌پرستند:چرا دختر یا پسر من که سال‌های پایانی دبیرستان را می‌گذراند،هم‌چنان بی‌نظم است؟ آیا نباید در این سال‌ها نظم و ترتیب را رعایت کند؟ فرد دیگر می‌گوید:همسرم را بی‌نظمی‌ آشفته می‌کند و به عصبانیت وامی‌دارد. او بیش از اندازه به نظم‌ توجه می‌کند.چرا او تا این حد بر نظم تأکید می‌کند؟ آیا او مبتلا به نظم وسواسی است؟ او با دیدن بی‌نظمی، هم خود برانگیخته‌ می‌شود و هم دیگران را برمی‌انگیزاند، به راستی چه باید کرد؟ و گاه نیز سؤال می‌شود:پسر یا دختر نوجوان من،که به نظم عادت‌ کرده بود، مدتی است دچار بی‌نظمی شده است،علت آن چیست؟ او با این‌که بزرگ‌تر شده و نسبت به گذشته درک بهتری پیدا کرده است،چرا در مورد نظم،برعکس عمل می‌کند؟ آیا او دچار مشکلی شده است؟
به‌طور قطع،یکی از اموری که ذهن والدین را در خانواده‌ مشغول می‌سازد،بی‌نظمی فرزندان است.گاه والدین احساس‌ نگرانی کرده،می‌پرسند:آیا فرزندم با ادامه دادن به این بی‌نظمی‌ها در آینده دچار مشکل نخواهد شد؟ اگر نظم را یکی از عوامل‌ موفقیت فرزندان بدانیم، در این صورت آیا بی‌نظمی مانع موفقیت‌ نیست؟
همه پدران و مادران خواهان آن‌اند که فرزندانی منظم تربیت‌ کنند تا آن‌ها از آثار مثبت ناشی از نظم بهره‌مند شوند.در این‌ مقاله،به‌منظور آشنایی هرچه بیش‌تر والدین گرامی بانظم،اهمیت و ضرورت منظم بودن،علل بی‌نظمی و پیامدهای ناشی از آن و نیز نحوه ایجاد نظم در فرزندان به بحث و بررسی می‌پردازیم.
نظم چیست؟
وقتی که سخن از نظم و ترتیب به میان می‌آید، بلافاصله‌ مفهوم ناظم نیز به ذهن متبادر می‌شود. آلن بیرو،در کتاب‌ «فرهنگ علوم اجتماعی»، در تعریف نظم می‌نویسد:
«مضمون نظم،اندیشه چیزهایی را که هریک به جایی مطلوب‌ نشسته‌اند و دقیقا مرتب گشته‌اند،به ذهن متبادر می‌سازد.از این‌رو نظم در حد گروههای انسانی،به‌معنای آرامش،انتظام و اطاعت است.زمانی در ارتش و مدرسه نظم برقرار می‌شود که‌ اطاعت از مافوق صورت پذیرد.»
بدین ترتیب،نظام اجتماعی نیز زمانی سامان می‌یابد که مردم‌ یک جامعه خود را ملزم به اطاعت از هنجارها و قوانین حاکم‌ بر آن جامعه بدانند.لذا مفهوم نظم اجتماعی( social order ) می‌تواند را برساند که مجموع افراد جامعه را از طریق فعل و انفعال ساز و کارهای اقتصادی و سیاسی به سوی زندگی مشترک‌ جلب کند و میل گذران حیات در جمع را پدید آورد.پس نظم‌ در زندگانی فردی مهم است،اما اهمیت بیش‌تر آن در حیات‌ اجتماعی ظاهر می‌گردد.پس باید متربیان را برای ایفای نقش‌ در نظم بخشیدن به امور زندگی فردی و نیز انتظام فعالیت‌های‌ جمعی و اجتماعی تربیت کرد.
اهمیت و ضرورت نظم در خانواده
امروزه اهمیت و ضرورت نظم در زندگانی اجتماعی بیش از گذشته بر ما مشهود گشته است.اگر سوزن‌بان قطار در وقت معین و مشخص وظایف خود را انجام ندهد،بیم برخورد قطارها می‌رود.اگر کسی که در برج مراقبت هوایی حضور دارد،به موقع‌ و براساس نظم،هماهنگی‌های لازم را به عمل نیاورد،امکان آسیب‌ رسیدن به هواپیما و سرنشینان آن وجود دارد و اگر اتومبیل‌ها، به هنگام عبور از چهار راه،به موقع و براساس نظم و ترتیب حرکت‌ نکنند،احتمال تصادف آن‌ها پدید می‌آید و مسافران نیز ممکن‌ است دچار صدمه و آسیب شوند.حال باید پرسید که چه کسانی‌ می‌توانند این ظرافت‌ها را در رفتارهای منظم رعایت کنند؟در پاسخ باید گفت که قطعا کسانی از عهده این امور برمی‌آیند که‌ ابتدا در خانواده‌های منظم تربیت شده و سپس اهمیت بیش‌تر نظم را در مدرسه آموخته باشند.
خانواده یک نظام اجتماعی است
بر تا لنفی،در بیان تعریف سیستم می‌گوید:«سیستم مجموعه‌ای‌ از اجزاست که به صورتی هماهنگ در جهت تحقق هدفی واحد به فعل و انفعال می‌پردازند.» پس اگر خانواده نیز یک سیستم‌ است و در صورت هماهنگی و همکاری اعضای آن هدفی مشخص‌ دنبال می‌شود،،باید گفت که اگر یکی از اعضای آن بدون نظم و هماهنگی حرکت کند،این امر منجر به ناهماهنگی و ناکارآمدی‌ در کل سیستم می‌شود. پس،خانواده وقتی موفق و پویاست و به‌ اهداف خود دسترسی پیدا می‌کند که همه اعضای آن منظم و دقیق باشند.به عبارت دیگر،برای داشتن خانواده‌ای مطلوب و متعالی باید برای نظم و ترتیب اهمیتی ویژه قائل شد.
نظم در خانه نشانهء چیست؟
دکتر کی‌نیا،در کتاب«مبانی جرم‌شناسی»خود سؤال فوق‌ را مطرح می‌کند که ما اینک قصد پاسخ گویی به آن را داریم و می‌خواهیم بیان کنیم که نظم خانه نشانه توجه به موارد ذیل‌ است.
۱-نظم بیرونی، نشانه نظم درونی و فکری است.
وقتی به امور منظم نظری می‌افکنیم،در می‌یابیم که در وادی‌ نظم،ناظمی وجود داشته است و تا نظمی در درون آدمی و در تفکر او پدید نباید،امکان تحقق نظم در بیرون وجود نخواهد داشت.لذا گفته‌اند:
حال متکلم از کلامش پیداست‌ از کوزه همان ترواد که در اوست
امانوتل کانت می‌گوید:کار ذهن،نظم بخشیدن به اطلاعاتی است که حواس آن‌ها را در اختیار ذهن گذاشته‌اند.او هم‌چنین‌ متذکر می‌شود که معلم نیز باید اطلاعات منظم را در اختیار شاگردان قرار دهد.
مراجعه به ذهن منظم کاری سهل‌تر و مانند مراجعه به یک‌ کتابخانه منظم است که به راحتی می‌توانیم کتاب موردنظر را در آن پیدا کنیم.اما اگر ذهن درهم ریخته‌ باشد در این حالت مانند یک کتابخانه نامنظم با دشواری و دردسرهای فروان می‌توان به کتاب موردنظر دست‌ یافت.پس می‌توان گفت که وجود نظم در خانه بیانگر آن است‌ که فکری منظم از ذهن به عین منتقل شده و در اشیا و امور منزل تجلی یافته است. هم‌چنین،آن‌جا که خانه نظم و نسقی‌ ندارد،حاکی از آن است که ذهنی مغشوش در ورای این بی‌نظمی‌ حاکم است.
۲-نظم خانه،نشانهء برنامه داشتن است.
آن‌ها که بی‌برنامه زیست می‌کنند،طبیعی است که خانه‌ای‌ بی‌نظم نیز داشته باشند.وجود برنامه و تنظیم آن،خود حکایت ازنظم و پایبندی به آن دارد.وقتی به برنامه درسی فرزند خویش‌ که مدرسه به وی ارائه کرده است نگاه می‌کنید،در می‌یابید که‌ این برنامه براساس ساعات مشخص و دروس معین تنظیم شده‌ است و این امر بیانگر آن است که مدیر یا ناظم مدرسه این کار را انجام داده است.بدین ترتیب با نگاه به خانه منظم نیز به این امر پی‌می‌بریم که نظم در خانه،نشانه برنامه داشتن والدین،به‌ویژه‌ والدی است که بیش‌تر در خانه حضور داشته،تنظیم امور خانه‌ را از وظایف خود می‌داند.پس برای منظم بار آوردن فرزندان به‌ آن‌ها بیاموزیم که از بدو ورود به مدرسه براساس برنامه‌ای منظم‌ به فعالیت در درون خانه بپردازند.
۳-نظم،نشانهء سلامت روان است.
وقتی که وارد خانه‌ای منظم می‌شویم،یکی از پیام‌هایی که‌ نظم موجود در خانه به ما می‌دهد،این است که ناظم این نظم‌ فردی است که از بهداشت و سلامت روان برخوردار است،زیرا کسی که از سلامت روان برخوردار است انگیزه کافی و تلاش وافی‌ دارد تا به پا خیزد و به خانه نظم و سامانی ببخشد.اگرچه نظم‌ افراطی نشانه وسواس است،اما غالباوجود نظم در خانه،بیانگر سلامت روانی است.افراد سالم،از ذهنی آرام و منظم برخوردارند و عکس‌العمل آن‌ها متناسب با اعمال دیگران است.آن‌ها در زمان‌ حال زندگی می‌کنند و مقتضیات زمان را در می‌یابند و براساس نرم‌ها و هنجارهای اجتماعی عمل می‌کنند،رفتارهای آنان نیز متناسب با سن و سالشان است،اما در افراد بیمار ممکن است هیچ‌ یک از این نشانه‌ها وجود نداشته باشد.پس برای داشتن فرزندانی‌ منظم و دقیق،باید تمهیداتی اندیشید که سلامت و بهداشت‌ روانی آن‌ها محقق گردد.
۴-نظم،نشانهء هوشمندی است.
وقتی وارد خانه‌ای می‌شوید که وسایل آن با نظمی خاص‌ چیده شده است،به خوبی درمی‌یابید که به وجود آورنده این‌ نظم فردی هوشمند و دقیق است.هوش intelligence را برانید استعدادهای عالی ذهن تعریف کرده‌اند و پیاژه آن را ظرفیت سازگاری با محیط می‌داند.نشانه سازگاری مطلوب با محیط خانه آن است که فرد بتواند آن را به‌گونه‌ای سامان دهد که دسترسی به وسایل موردنیاز سهولت یابد.بنابراین آن‌جا که هوشمندی کم‌تر است،بی‌نظمی و آشفتگی بیش‌تر ملاحظه‌ می‌شود.به عبارت دیگر،وجود نابهنجاری در والدین یا فرزندانشان‌ مانع تحقق نظم در خانه می‌گردد.
۵-نظم،نشانهء توجه به مدیریت زمان است.
مدیریت زمان،که خود یکی مهارت‌های زندگی است، بیانگران آن است که فرد براقتصاد در زمان وقوف یافته است.علی‌ علیه السلام در وصف انسان‌های متقی می‌فرمایند:«آن‌ها انسان‌های مقتصد و میانه‌رو اند.»در تعریف علم اقتصاد نیز گفته‌اند که آن بهره‌برداری بهینه از منابع محدود است. اگر به وقت و عمر آدمی بنگریم،در می‌یابیم که عمر آدمی چندان بلند نیست،لذا گفته‌اند:
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی‌ ، با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
و علی علیه السلام فرموده‌اند:«فاغتنموا الفرصهء بین‌ العدمین.»یعنی فرصت بین دو عدم را مغتنم بشمارید.منظور از دو عدم،گذشته و آینده است،زیرا گذشته که گذشته است و آینده‌ نیز هنوز نیامده است.پس باید زمان حال را دریافت و مغتنم‌ شمرد.ایشان در جای دیگر می‌فرمایند:«فرصت‌ها چون ابرها زود گذرند.»فرنگی‌ها نیز می‌گویند:«وقت طلاست.» البته،عمر از طلا بالاتر است،چرا که اگر طلایی از دست برود،انسان می‌تواند با تلاش،دوباره آن را به دست آورد،اما وقتی که عمر آدمی سپری‌ شود،دیگر هرگز قابل بازگشت نیست.لذا گفته‌اند:
آن‌چه ندارد عوض ای هوشیار عمر عزیز است،غنیمت شمار
حافظ نیز می‌فرماید:
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین‌ کین اشارت ز جهان گذرا ما را بس
پس،هر لحظه از عمر که سپری می‌گردد،آدمی به پایان‌ حیات خویش نزدیک‌تر می‌شود،به‌قول سعدی:
هر دم از عمر می‌رود نفسی‌ چون نگه می‌کنم نمانده بسی
اغلب صاحب‌نظران،ادبا،فیلسوفان و دانشمندانی که سخن از زمان و عمر به میان آورده‌اند،بر گرامی و ارزشمند بودن آن تأکید داشته‌اند و مقدم بر همه آن‌ها،این امر در ادیان الهی مطرح بوده‌ و بر این نکته تأکید شده است که آدمی در زمان محدود عمر باید توشه آخرت را برگیرد. پیامبر اسلام(ص)فرموده‌اند:«الدنیا مزرعة الاخره.»یعنی دنیا مزرعه آخرت است.شاعر می‌فرماید:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو * یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
آری،فرصت‌های زندگی محدود و در گذر است و آدمی را نشاید که آن را به بطالت هدر دهد.لذا مدیریت زمان،که بهره‌وری‌ مطلوب و مناسب از زمان است،امری حیاتی و لازم محسوب‌ می‌شود.حال اگر پرسیده شود که بهره‌وری از زمان چگونه میسر می‌گردد،در پاسخ باید گفت که لازمه مدیریت زمان،رعایت نظم‌ و ترتیب است.بدین ترتیب فرد می‌تواند در اسرع وقت،وظایف‌ خود را با موفقیت به انجام برساند.جایگاه نظم تا آن حد مهم و در خور توجه است که مولی الموحدین،علی(ع)،بعد از رعایت تقوا، به نظم توصیه فرموده‌اند:«اوصیکم بتقوی اللّه و نظم امرکم.»شما را به تقوای الهی و نظم در کارهایتان توصیه می‌کنم.
نوسنده : ایمانی،محسن،استادیار دانشگاه تربیت مدرس

موضوع : | بازدید : 4
برچسب ها : ,
صفحه قبل 1 صفحه بعد